تبلیغات
سلطان غم مادر - یاری

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 شهریور 1390

هیچ کس برای ما اشکی نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزیست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنی است گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال می زنم حافظ فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم




طبقه بندی: سخنان و اشعار، 
دنبالک ها: 555،
ارسال توسط رضا


آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
لینک های ویژه

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl