تبلیغات
سلطان غم مادر - مجنون

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 شهریور 1390

یک شبی مجنون نمازش را شکست/ بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. عشق آن شب مستش کرده بود/ فارغ از جام الستش کرده بود. گفت یا رب از چه خوارم کرده ای!بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ خسته ام زین عشق دل خونم نکن!من که مجنونم تو مجنونم نکن!مرد این بازیچه دیگر نیستم . این تو و لیلای تو . . . من نیستم!! گفت ای دیوانه لیلایت منم... در رگت پنهان و پیدایت منم. سال ها با جور لیلا ساختی. من کنارت بودم و نشناختی.

 




دنبالک ها: امام زمان،
ارسال توسط رضا


آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
لینک های ویژه

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl